نویسنده :
شهاب - ساعت 12:44 روز سه شنبه 27 فروردین1387
من می خواهم برگردم به کودکی !
قول می دم که پامو از خونه بیرون نزارم ، سایمو دنبال نکنم ، تلخ تلخم ؛ مثل یه خارَک سبز ، سردمه و می دونم هیچ زمانی دیگه خرما نمیشم .
چه غریبم روی این شاخۀ سرخ
من می خوام برگردم به کودکی
" زنده یاد حسین پناهی "
آره ! دلم عجیب هوای کودکی داره . دلم می خواد دوباره بچه شم . نه قداً و نه عقلاً ؛ که دلم نمی خواد قاطیه سیاست بازیه این بزرگترها بشم .
می خوام برم با اسباب بازیهام بازی کنم نه اینکه آدمها رو بازی بدم!
می خوام با دوستام قایم موشک بازی کنم نه اینکه شاهد مخفی کاریه عزیزانم باشم !
دلم می خواد اگه هوس یه سیب سرخ کردم برم از درخت توی باغچمون بچینم و هیچ مادری از روی دلسوزی و به بهونۀ دل دردی که " ممکن است " بگیرم آن را از دستم نقاپه و چشمان مرا در حسرت شیرینیه آن چشم انتظار نزاره .
دلم می خواد تشنگیم رو فقط با یه لیوان آب رفع کنم نه اینکه به خاطر " کلاس " رانیه تلخی رو بخورم که فقط باید ته دلم از اینکه اونو تنها خوردم ناراحت باشم .
دلم می خواد وقتی میرم کنار آب کفشهای دوست داشتنیم رو بکنم و بدوم سمت آب و سرمای اونو با تمام وجود حس کنم ؛ نه اینکه کنار آب بشینم و نگران این باشم که کسی منو نبینه ، که درست نشسته باشم ، که ....
دوست دارم روی چمنها قلت بخورم ، گلها رو با تمام وجود بو بکشم و به هر سمتی که می خوام بدوم ، بدون هیچ عاقبت اندیشی .
دلم می خواد وقتی با کسی دوست شدم فقط به خاطر خنده هاش و حالت قشنگ نگاهش دوسش داشته باشم ، به خاطر اینکه با هم قشنگ بازی کنیم نه اینکه بدونم چطوری بازیش بدم تا بهتر ازش استفاده کنم .
دلم می خواد هر وقت هر کسی رو خواستم ؛ توی ذهنم ، تو خیالم و توی حسم به اصل روح پاکش برسم .
دلم می خواد وقتی به یکی لبخند زدم اونم فقط جواب لبخندم رو بده نه اینکه روشو برگردونه و فکر کنه افکار منفی دارم .
دوست دارم هر وقت دلم می خواد از ته دل بخندم یا بلند بلند گریه کنم .
دوست دارم هر وقت دلم خواست و با هر کس که دوسش دارم حرف بزنم و از هر کسی بدم می یاد راحت بهش بگم ؛ نه اینکه به خاطر اینکه ممکنه بعداً به دردم بخوره باهاش یه جوری کنار بیام .
دلم می خواد .........
دوست دارم برگردم به کودکی ......!
موزیک امروز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
اهنگ دلتنگی از سیاوش قمیشی
نویسنده :
شهاب - ساعت 13:17 روز سه شنبه 20 فروردین1387
کاش امشب باران ببارد بارانی که همیشه دلم برایش تنگ می شود...
کاش امشب باران ببارد و روحم را جلا بخشد هنوز هم بوی خاک باران خورده مدهوشم می کند مرا می برد تا انتهای رویاها....
کاش زیر باران باشم زیر آسمان بی انتها بدون چتر بدون سرپناه تنهای تنها و به آسمان نگاه کنم این آسمان دیدن دارد.... آسمان هم درد را می گویم وقتی به عمق اشک های آن می نگرم دلم آرام می گیرد و تازه باورم می شود که هنوز هم باران بیشتر از من اشک می ریزد ....
باران که می بارد همه گریه می کنند گریه ای که هیچ کس آن را نمی بیند ولی بعد از آن همه دلشان باز می شود...،باران که می بارد می برد دلها را تا ناکجای روئیاهای عاشقانه،کاش امشب باران ببارد با بوی همیشگی اش...
خدا کند که بهشت هم همین بو را داشته باشد،..
کسی می گفت دلیل اینکه خاک نم خورده انسان را مدهوش و سرگردان خویش می کند این است که انسان نیز از همان جنس است
شاید انگار باران به جای همه گریه می کند و راز دل همه را از خدا می خواهد و آسمان که آرام می شود همه آرام می شوند...
باران ببار که باریدنت را دوست دارم ،ببار که شاید از پس اشک های تو دل انسان آرام گیرد،ببار که شاید این همه احساس تو به ما هم احساسی نو هدیه کند ،ببار که این ذلال بشوید هر آنچه ذلال نیست ، بشوید بدی ها را، بشوید غم ها را، بشوید نامردمی ها را، بشوید زشتی ها را، بشوید کینه ها را تا شاید از پس آن مانند کودکی که بعد از گریه صورت از پای مادر بر می دارد و آرام می شود ما هم آرامشی را دست یابیم که نیست که فراموش شده که نمی دانم کی و کجا این بشر جایش گذاشته و مدتی است که نیست و مدتی است دلم در پی این دلتنگی ها آن را خواب می بیند ، ببار که باریدن تو قشنگ است .!
موسیقی امروز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
اهنگ نسیم نازم از علی سروش
گوش کنید
نویسنده :
شهاب - ساعت 12:48 روز پنجشنبه 8 فروردین1387

درخت توت وسط حیاطمونو یادت میاد؟ حتما یادت میاد ، چقدر خاطره ها با هم داشتیم . یادت هست ؟
تابستونو همیشه دوست داشتم ،چون از کودکی برام شیرین بوده نه اینکه چون تابستون وقت تعطیلی مدرسه ها هست نه . نه بخاطر بازی ها نه .فقط و فقط بخاطر درخت توت و اون روزایی که با هم بودیم . روز هایی که همه فامیل جمع می شدند خونه ما و تو هم بودی و باز با همون نیگات که هیچ وقت نتونستم بهت خیره شم . هر وقت نیگام کردی نیگامو دزدیم . تنها دلخوشیم نگام به تو اونم وقتی که بهم نگاه نمی کردی بود . یادش بخیر ....
یادش بخیر روزایی که پدر مادرا بچه ها رو می فرستادن واسه بازی . ولی هیچ کدوم از بچه ها با ما بازی نمی کردند آخه عادت کرده بودند که ما باهاشون بازی نمی کنیم . می دونستن که علاقه ما فقط این بود که بریم زیر درخت توت . بشینیم بی اونکه حتی حرفی بزنیم . دلخوشیمون به این بود که دستامون تو دست هم بود و تا چند ساعت کسی نمی تونه ما رو از هم جدا کنه . واسه چند دقیقه هم که شده با همیم همین .
دستامون تو دست هم بود ، چشامون رو به بازی بچه ها و دلامون ... نمی دونم دل من که پیش تو بود هیچ وقتم ازت نپرسیدم اون موقع تو به چی فکر می کردی ؟
یادش بخیر ... یادته یه بار اونقده دستامون تو دست هم بود که آخرش پر شد از عرقامون ؟ یادته واسه پاک کردنش چی کار کردی؟
- اون یکی دستتو میدی بهم ؟
- می خوای چی کار؟
- بده دستتو
- بیا اینم دستم
و دستمو گرفتی اون یکی دستتو از دستم در آوردی پاکش کردی و دوباره عوضش کردی و بعدشم غش غش خندیدی....
"- توت می خوری ؟" تنها بهونه من واسه حرف زدن باهات این بود و تنها جواب تو هم تکون دادن سرت بود که آره می خوری . منم واسه اینکه خودی نشون بدم تندی می رفتم بالای درخت و از اون بالا نیگات می کردم . خندتو می دیدم . دوست داشتم خنده هاتو و واسه همینم همیشه دعواهای بزرگترارو به جون می خریدم . بیچاره ها اونقده بهم گفتنو و دعوام کردن که آخرش خودشون خسته شدن و دیگه نگفتن .
"- منم می بری بالای درخت ؟ " تو گفتی . تندی گفتم باشه . خواستم دست ببرم طرف کمرت تا بلندت کنم ولی نمی دونم چرا نتونستم یعنی اون موقع ندونستم چرا . پشیمون شدم از اینکه گفتم باشه
"- یالا دیگه چرا بلندم نمی کنی؟ می ترسی دعوات کنن ؟
- نه بحث اون نیست ..... آخه ....نه نمیشه ....اصلا نمی تونم سنگینی "
خودتم می دونستی بهانست همشون ولی با این همه قهر کردی ازم . ناز می کردی واسه آشتی باهام . از خنده های دزدکیت می فهمیدم . آخرشم گفتی
"- به یه شرط آشتی
- چی ؟
- بریم زیر درخت توت تا بهت بگم "
رفتیم نشستیم دراز کشیدی و به آسمون نیگا کردی دستمو گرفتی منم همین کارو کردم تا چند وقت همین جوری بودیم . منتظر شنیدن شرطت بودم ولی خبری نبود . آخرشم صدات کردن که برین خونه ... نگام کردی خندیدی و رفتی . شرطت همین بود ......
یاد روزایی که بزرگترا توت می چیدن بخیر . یه دستمال بزرگ که همه یه گوششو می گرفتن و یکی می رفت بالای درخت شاخه هاشو می تکوندن تا توتا بریزه تو اون دستماله . به بچه ها هم میگفتن اونایی که رو زمین میریختو تمیزاشو جمع کنن . ولی منو تو می رفتیم زیر دستماله و به صدای افتادن توتا رو دستماله می خندیدیم .
آخ که چه روزایی بود . می دونی ، هنوزم که هنوزه بازم تابستونا می رم زیر درخت توت . جات خیلی خالیه . ولی دیگه نمی رم بالای درخت . آخه واسه کی برم بالای اون ؟ دیگه بهونه ای ندارم که برم بالا . واسه کی خودمو نشون بدم ؟ دیگه نیگا کردن به آسمونو زیر اون درخت دوست ندارم . آخه دستم تو دست کی باشه وقت نیگا کردن به آسمون ؟
همیشه موقع تکوندن توت مادرم منو به یه بهونه ای از خونه بدر می کنه . فکر کنم اونم می دونه .
امروزم شب جمعه هستش . منتظرم باش دارم با یه سبد کوچیک از توت دارم میام سر مزارت ......
نویسنده :
شهاب - ساعت 12:12 روز دوشنبه 5 فروردین1387

بنابر باورهای دیرینه مشرق زمینیان بر هر سال علامت حیوانی حاکم است که سال از رفتارهای آن تاثیر می پذیرد. در گستره پنهاوری از چین تا مصر و در سال های اخیر حتی در مغرب زمین به این باور قدیمی اهمیت داده می شود
این دوازده علامت به ترتیب عبارتند از: موش، گاو، ببر، گربه ( به باور مصریان خرگوش )، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک. در ایران هم در دهه بیست مجلس شورای ملی نامگذاری سال ها را با نام ترکی این حیوانات تصویب کرد.با پایان سال خوک یک چرخه کامل حیوانات طی شد و با موش چرخه تازه آغاز می شود. خوک عزیز و لذیذ با فراوانی کار و دست و دلبازیش ما را برای دوازده سال ترک کرد و جای خود را به آقا موشه کوچولوی بی برکت داد
آقا موشه وارد می شود
ویژگی بارز آقا موشه جذابیت و شوخ طبعی اوست، اما فراموش نشود که آقا موشه دوست داشتنی به موقع حیوانی متجاوز، مهاجم و بی قرار است و حریم نمی شناسد. امسال سال تشکیل گروه های اجتماعی است، منتها سروصدای این گروه ها بیشتر از کاری است که قادر به انجام آن هستند.مردم کمتر به همدیگر اعتماد خواهند کرد و ترجیح خواهند داد تودارتر باشند تا از بلایا محفوظ بمانند.امسال سال خوش شانسی فرصت طلب هاست. سال قرض و وام های متعدد. مردم از گرانی و کمبود کالا نگران می شوند و این نگرانی زمانی دامن زده می شود که افراد به فکر روزگار پیری خود می افتند. امسال انتقاد و منتقدهاست، اما احتمال دارد آنها آنقدر در انتقاد سماجت کنند که حوصله افراد سر برود و همه چیز نیست و نابود شود
موش راستگو گاهی اوقات تنگ نظر می شود و گوش می ایستذ. همان ضرب المثل قدیمی که دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد، ناظر به همین موضوع است. یعنی باید مواظب فضولی های بی جای آقا موشه بود. امسال مردم هرکاری را آغاز کنند تا ته آن را خواهند رفت، حتی اگر ته اش شکست باشد.هرچه سال خوک سال پول های امن بود، سال موش سال پول های ناامن است. به اصطلاح اصلا معلوم نمی شود پول از کدام دست آمد و به کدام دست رفت. موش کوچولو به سیاست و تجارت علاقمند است، البته او هنرمند هم هست و شاهدش اینکه بسیاری از اهل فرهنگ متولد سال موش اند.موش موجودی احساساتی ، دلال صفت و دون ژوان است و عشق، تنها عشق می تواند او را از خود بی خود کند. متولدین سال موش ( ۱۳۲۷، ۱۳۳۹، ۱۳۵۱، ۱۳۶۳ و ۱۳۷۵ )با متولدین سال اژدها ( ۱۳۱۹، ۱۳۳۱،۱۳۵۵،۱۳۶۷ و ۱۳۷۹ ) خوشبخت خواهند شد. متولدین سال گاو و میمون هم با او سازگارند
بنابراین امسال متولدین سال اژدها، متولدین سال گاو ( ۱۳۱۶، ۱۳۲۸، ۱۳۴۰، ۱۳۵۲، ۱۳۶۴ و ۱۳۷۶ ) و متولدین سال میمون ( ۱۳۱۱، ۱۳۲۳، ۱۳۳۵، ۱۳۴۷، ۱۳۵۹، و ۱۳۷۱ ) سال بسیار خوب ، پربرکت و موفقیت آمیزی خواهند داشت. اما سال موش برای متولدین سال اسب ( ۱۳۲۱، ۱۳۳۳، ۱۳۴۵، ۱۳۵۷، ۱۳۶۹ و ۱۳۸۱ ) به ویژه سال اسب آتش ( ۱۳۴۵ ) که هر ۶۰ سال یکبار تکرار می شود و متولدین سال گربه ( ۱۳۱۸، ۱۳۳۰، ۱۳۴۲، ۱۳۵۴، ۱۳۶۶ و ۱۳۷۸ ) سال خوبی نیست و آنها باید صبورانه منتظر پایان سال موش باشند. موش قمارباز امسال را سال ریسک کردن می کند و زمستان پرانرژی و خوبی را رقم می زند.موش نماد بی برکتی است بنابراین سال بی برکتی در پیش است. سال وام ها و قرض گرفتن های پی در پی، از نظر سیاسی سال موش سال ازدیاد معترضان است. چینی ها می گویند این سال برای اهل ادب و فرهنگ و هنر سال خوبی است
متولدین سرشناس سال موش
به نوشته پائولا دلسول در کتاب طالع بینی چینی ترجمه شهرین، سال موش از نظر تعدد نویسندگان ستاره باران است. شکسپیر، ژرژساند، تولستوی، دانیل دوفو، ژول ورن، اوژن اونیل، مارگارت میچل، کاترین منسفیلد، شارلوت برونته و آنتوان دوسنت اگزوپری درزیر علامت موش به دنیا آمده اند. در بین موش ها افراد سرشناس دیگری هم هستند که بودنشان در زیر این علامت شگفتی آفرین است، از جمله : موتزارت، لویی آرمسترانگ، ماتاهاری، موریس شوالیه. چهره منفی این علامت لوکرس بورژیا است.ساید افراد سرشناس این سال وینستون چرچیل ( علاقه اش به قمار زبانزد بود، موش هم قمارباز است )، تولوز لوترک، پرنس چارلز، جورج واشنگتن هستند. به هرروی حتی اگر به عنوان یک طنز به این مسایل نگاه بکنیم، چیزی از اهمیتش برای آنها که باورش دارند، کم نمی شود. ما فقط می توانیم آرزو کنیم سال موش سال صلح و دوستی برای همه مردم جهان باشد