تبليغاتX
در کوچه پس کوچه های دل

در کوچه پس کوچه های دل

به یاد حرف هایی که دل پسندید...نه لزوما گوش شنید و عقل پسندید!

عیدتون مبارک!
نویسنده : شهاب - ساعت 14:59 روز سه شنبه 28 اسفند1386
 
 
 
:::::::سال ۱۳۸۷ مبارک::::::
 
 
سلام به همه دوستان گل و مهربونم
 
 
دیگه یواش یواش پرونده سال 86 داره بسته میشه و   باید این سال و با همه خوبی و بدی هاش بست و به استقبال سال 87 رفت...
 
که نمیدونم چه جور سالی برامون هست.... تنها چیزی که از 86 در ذهن همه ی ما می مونه خاطراتش هست.
 سال 86 برای من سالی پر از لحظات شادی و غم بود...
 بعضی اوقات خندون و بعضی
 از وقت ها هم غمگین با کلی اتفاق های ریز و رشت که هر چی بود تموم شد...و باید فراموش کنیم و اینده رو نگاه کنیم.
  
در سال جدید هر کس برنامه و هدف هایی در زندگی شخصی و کاریش داره که... به شخصه امیدوارم موفق و پیروز باشه باشه.

امیدوارم در سال جدید کینه توزیها و حسادتها ، جای خودش رو به همدلی و صفا و صمیمیت بده ...و سالی پربرکت برای همه ماها باشه!

 
 
 عید نوروز رو به تمامی دوستان گلم تبریک عرض می کنم
 
و امیدوارم سالی پر بار و موفق و بدونه هیچ گونه ناراحتی براتون باشه....
 
 
راستی امیدوارم امشب چهارشنبه سوری بی خطری داشته باشید و همگی سالم از این جنگ جهانی برگردیم...
 
همچنین اگه کسی بدی دید ازم امیدوارم بخشیده باشه....دوستایه گل و مهربونم موقع تحویل سال سعی کنیم  فکر کسانی باشیم که  خنده به دلیل مشکلاتی که دارن روی لباشون نمی شینه.
 
راستی  این داداشتونو یادتون نره دعا کنیدا....به یاده همتون هستم 
 
در پناه حق تا بعد از عید نوروز .kisslove struck
 
کوچیک همتون
 
شهاب

 
 
"تو" کیست؟
نویسنده : شهاب - ساعت 12:43 روز یکشنبه 26 اسفند1386
 

 

شکوفه گفت:

"بهار که بیاید من ان اتفاق کوچک سفیدم که روی شاخه می افتم"

ماهی گفت:

"بهار که بیاید من ان اتفاق کوچگ قرمزم که در تنگ می افتم"

سفره گفت:

"من ان اتفاق کوچک پر سینم"

سیب گفت: "من ان اتفاق کوچک شیرینم"

سبزه گفت...

آینه گفت...

اسکناس نو گفت...

و باد چیزی نگفت!

تنها در کوچه های اخر اسفند

راه رفت

راه رفت

راه رفت

و زیر لب تکرار کرد

تکرار کرد

تکرار کرد

"بهار که بیاید تو ان اتفاق بزرگ دلم باش که در جهان میافتی"

باد رفته بود

و کسی نمیدانست "تو" کیست؟

و ان اتفاق بزرگ چه رنگی است؟!

 


 
 
وعده ی ما کنج حسرت زیر سایه سپیدار..!
نویسنده : شهاب - ساعت 15:25 روز پنجشنبه 23 اسفند1386
 

 

 

 

 

 سلام

 

 

امروز فقط اومدم تا یه البومی رو به شما معرفی کنم......

 

نمیدونم شما چقدر این خواننده رو میشناسید...

 

 ولی خوب منی که چند سالی هست روزبه و میشناسم و دیدم که چه تلاشی کرده تا یه البوم خوب و باارزشیو بیرون بده گفتم بیامو چند تا جمله در موردش بگم

 

روبه نعمت الهی و فکر کنم جدیدا با اهنگ ایرانش تو تلویزیون شناخته باشید(تو 22 بهمن و جدیدا تو این انتخابات زیاد این اهنگو پخش میکنن)   ((خون سیاوش...کمان ارش...مهد شهیدان...غرور اتش...خانه ی ایمان به لطف یزدان...ایران خاک دلیران...ایران غرش شیران...ایران همیشه جاویدان))

 

 البته اونایی هم که رادیویی هم هستن حتما صدایه روزبهو شنیدن!

خیلی سعی کردم بیوگرافیه کاملشو بزارم ولی خوب اطلاعاته درستی بهم نداد!(ولی حتما تا چند ر وزه اینده میزارم)

 

روزبه چند وقت پیش ها قبل اینکه فعالیت تلویزیون ایران موزیک غیر قانونی بشه  یکی از اهنگاشو به نام باز امدم که شعرش ماله مولانا بود رو ویدیو کرد و  به این شبکه فرستاد و به نظرم یکی از ویدیو هایه خوبی بود که هنوزم کسی نتونسته با اون کیفیت و کارگردان حرفه ای ویدیویی بسازه....بعد از اینکه ایران موزیک غیر قانونی شد روزبه جلویه پخششو گرفت و از اون وقت تمام تمرکزشو رویه البوم هفته ی عاشقی گذاشت و دیگه کسی اون ویدیو رو به یاد نمیاورد تا اینکه بعد از دو سالی تلاش تونست این البوم ببنده و به صورت مجاز روانه بازار کنه.

 

تو این البوم تمام اهنگ ها از روزبه هستش و تنظیم های فوق العاده ی اون از  پیام قربانی و شعرهایی که از شاعر های مختلف و معروفی همچون افشین میر معزی...مریم اسدی....هستش!

 

روزبه قبله اینکه البوم ببنده یه ویدیو دیگه هم از اولین اهنگ البومش به نام سایه سپیدار ساخت که به شخصه خیلی این اهنگو دوست دارم هر کس هم که شنیده همین نظرو داشت البته این ویدیو رو نشد به صورت مجاز همراه با البوم به بیرون بده (به دلیل وجود دختر!!!!) ولی خوب چون روزبه  عزیز  زحمته زیادی سر این ویدیو کشیده بود ویدیو رو قبله پخش البوم بیرون داد.

 

 

 این ادرس ویدیو "سایه سپیدار" هستش که میتونین ببینین!

 

 

 http://www.youtube.com/watch?v=Gqwl0-U0Y-M

 

 

امروز اهنگایه این البومو واسه گوش دادن میزارم و امیدوارم که خوشتون بیاد!

 

همچنین ارزو دارم  روزبه عزیز تو کارش موفق باشه و همچنان پر انرژی و فعال به سمت موفقیت و اون سطحی که خودش میخواد حرکت  کنه و به هدف های بزرگش برسه !

 

 

 

 

 

 

 

اهنگ سایه ی سپیدار

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 گوش کنید

 

 

 

 

 

اهنگ باز امدم

ــــــــــــــــــــــــــ

 

گوش کنید

 

 

 

             

 

 

 

 

اهنگ سزاوار

ــــــــــــــــــــــــــ

 

گوش کنید

 

 

 

 

اهنگ هفته ی عاشقی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

گوش کنید

 

 

 

 

اهنگ دریا

ـــــــــــــــــــــ

 

گوش کنید

 

 

 

 

اهنگ ایران

ــــــــــــــــــــــــــ

 

گوش کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهنگ با تو قصه گفتن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

گوش کنید

 

 

 

 

اهنگ بچه های خیابان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

گوش کنید

 

 

 

 

 

 

اهنگ دل گرفته

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

گوش کنید

 

 

 

 

 

 

تا بعد


 
 
دانشگاه...سال اول تا سال آخر!
نویسنده : شهاب - ساعت 12:54 روز یکشنبه 19 اسفند1386
 

 

((توضیح: خواندن این مطلب برای خانم های محترم توصیه نمی شود!بعد نگيد نگفتم....!))

 

- سال اول پسرها با کیف سامسونت به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با خود هیچ چیز نمی آورند! ( حتی خودشان را!)

 

- سال اول همیشه برای نشستن در صندلی های جلو بین دانشجویان رقابت است ولی سال آخر برای نشستن در صندلی های عقب!

 

- سال اول پسرها دنبال دخترها ی دانشگاه هستند ولی سال اخر دختر ها دنبال پسرها!

 

- در سال اول همه گمشده ی خود را فقط در داخل ورودی خود جستجو می کنند ولی سال اخر همه گم شده ی خود را همه جا جستجو می کنند به جز ورودی خود!

 

- در سال اول پسر ها، دخترهای ورودی خود را ناموس خود می دانند ولی در سال آخر طفیلی خود!

 

- سال اول اکثر دخترها به علت چندش آور بودن حتی از کنار سرویس های بهداشتی دانشکده هم عبور نمی کنند ولی در سال اخر اکثر وقت خود را در جلوی آینه ی همان سرویس می گذرانند!

 

- در سال اول هر پسری که ازدواج کند بقیه پسر ها او را تیز و موفق می دانند و به حال او غبطه می خورند ولی در سال اخر هر پسری که ازدواج کند همه او را احمق و بیچاره می دانند و به حال او گریه می کنند!

 

- در سال اول اگر دختری به پیشنهاد ازدواج پسری جواب رد بدهد بقیه دخترها او را تحسین کرده و قهرمان ملی خود تلقی می کنند ولی در سال آخر اگر پسری پیدا شود که به یک دختر پیشنهاد ازدواج بدهد بقیه دختر ها آن دختر را تحسین کرده و قهرمان ملی تلقی می کنند!

 

- سال اول دخترها با چند جزوه و یک کیف کوچک برای مداد و خودکار به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با یک کیف بزرگ محتوای آرایشگاه همراه!

 

- در سال اول اگر کسی به کار تحقیقاتی و علمی یا حتی فرهنگی بپردازد یا در انجمن ها ی دانشگاه فعالیت کند همه او را فعال و نمونه می دانند ولی در سال آخر اگر کسی این سوسول بازی ها را کند او را احمق و بیکار و علاف می دانند!

 

- در سال اول همه  (مخصوصا دختر خانم ها) آرزوی گرفتن نمره ی بیست را از اساتید دارند ولی در سال اخر همه ی دانشجویان برای نمره ی ده حاضرند به مستخدم دانشکده  هم التماس کنند!

 

- در سال اول همه ضمن خوشحالی از ورود به دانشگاه رویای ادامه ی تحصیل تا مقطع دکترا و چه بسا بالاتر را در سر می پرورانند ولی در سال آخر همه برای اتمام دوره شان لحظه شماری می کنند!

 

- سال اول همه ی دانشجویان اساتید خود را افرادی نابغه فعال و نمونه می دانند و آنها را به عنوان الگوی خود قرار می دهند ولی در سال آخر  ،  اساتید خود را افراد معمولی ای که یا شانس داشتند و یا پارتی می شناسند!

 

- سال اول دانشجویان دانشگاه را محیطی می دانند که در آن می توانند علم خود را کامل کنند و به مدارج بالای علمی برسند ولی سال آخر متوجه می شوند همان اندک علمی را که در دوران قبل از دانشگاه آموخته بودند از دست دادند وفقط یک مدرک بی ارزش بدست آوردند!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

 

 موزیک امروز

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

 

اهنگ خاکسترم نکن از محسن یگانه

 

گوش کنید


 
 
رویاهایم...!
نویسنده : شهاب - ساعت 13:52 روز یکشنبه 12 اسفند1386
 

 

 

روياهايم

رنگشان سبز بود

مثل همه سبز رنگهايي كه

دوست دارم

تو كه رفتي...

نمي دانم چه شد

كه خاكستري شد

همه شب

رنگ سبز مي پاشم

به روياهايم

صبح همه را خاكستري مي بينم

 

 

 


 
 
دلتنگی امروز(خداحافظ چه اسون بود...)
نویسنده : شهاب - ساعت 17:15 روز سه شنبه 7 اسفند1386
 

 

بهم گفتی خداحافظ تورو دیگه نمیخوامت

 بهت قول میدم از  امروز دیگه هیچ وقت نمیپامت

بهم گفتی تو این روزا ازت من میگذرم اسون

ببین ذراته عشقم رو همه حل شد تویه بارون

خداحافظ چه اسون بود چشات امشب چه اروم بود

 ولی انگار که  عشقه من مثه جغده رویه بوم بود

سر شب که تو میرفتی چشام پر میشد از غصه

 ولی حالا دیگه نیستی اینم از ماتمه قصه

 ببین قهر طبیعت رو تو میخواستی منو خم کرد

عزیز دل بگو با من دلت رو کی پر غم کرد؟

خداحافظ چه اسون بود چشات امشب چه اروم بود

 ولی انگار که  عشقه من مثه جغده رویه بوم بود

دیگه عشقو نمیفهمم دیگه خون تو رگام خشکید

 بگو چشمایه غمگینت چرا از عشق من ترسید

خداحافظ عزیز دل برو دل کندن اسونه

 دله خوش باورو تنهام ازین بازی دلش خونه!!

خداحافظ چه اسون بود چشات امشب چه اروم بود

 ولی انگار که  عشقه من مثه جغده رویه بوم بود

....

 

گوش کنید

 

 


 
 
اخرین لحظه ی دیدار...
نویسنده : شهاب - ساعت 13:25 روز یکشنبه 5 اسفند1386
 

 

 

 

در اخرين لحظه ديدار

به چشمانت نگاه كردم

و گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست

همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله گرفتي

 بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش

 تو  لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيدی كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران... رعد وبرق.. و طوفان
ناگهاني

و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن

 و تمنايي بود براي با او بودن...