نویسنده :
شهاب - ساعت 16:18 روز دوشنبه 24 بهمن1384
وقتي كه عاشقم شدي پاييز بود و خنك بود
تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادك بود
تنگ بلوري دلت درست مث دل من
كلي لبش پريده بود همش پر ترك بود
وقتي كه عاشقم شدي چيزي ازم نخواستي
توقعت فقط يه كم نوازش و كمك بود
چه روزا كه با هم ديگه مسابقه مي ذاشتيم
كه رو گل كدوممون قايق شاپرك بود ؟
تقويم كه از روزا گذشت دلم يه جوري لرزيد
راستش دلم خونه ي ترديد و هراس و شك بود
ديگه نه از تو خبي بود ، نه از آرزوهات
قحطي مژده و روزاي خوش و قاصدك بود
يادم مياد روزي رو كه هوا گرفته بود و
اشكاي سرخ آسمون آروم و نم نمك بود
تو در جواب پرسشم فقط همينو گفتي
عاشقيمون يه بازي شايد ، يه الك دولك بود
نه باورم نمي شه كه تو اينو گفته باشي
كسي كه تا ديروز برام تو كل دنيا تك بود
قصه ي با تو بودن و مي شه فقط يه جور گفت
كسي كه رو زخماي قلب من مث نمك بود
نویسنده :
شهاب - ساعت 13:57 روز دوشنبه 24 بهمن1384
.......عشق تو به من آموخته است
كه تو را در همه چيز دوست بدارم
در درختان برهنه ، در برگهاي زرد و خشك
در هواي برهنه.....در باد و بوران
.....در كوچكترين قهوه سرايي
كه شامگاهان قهوه خود را در آن مي نوشيم
عشق تو به من آموخته است......كه پناه ببرم
به هتلهايي بي نام ....و كليساهايي بي نام .....و قهوه خانه هايي بي نام
عشق تو به من آموخته است ......كه چگونه شب
غمهاي غريبان را چند برابر مي كند
به من آموخته است ..... چگونه بيروت را
در هيئت زني ببينم ......پر وسوسه
زني ....كه هر شب
زيباترين جامه هاي خود را بر تن مي كند
و براي دريانوردان ......و اميران
........بر سينهء خود عطر مي زند
عشق تو به من آموخته است كه بي گريه مويه كنم
آموخته است كه چگونه اندوه
چون پسري پاي بريده
در راههاي بيروت و حمراء به خواب مي رود
عشق تو به من آموخته است كه اندوهگين شوم
.......و من از روزگاراني پيش
محتاج زني بوده ام كه به محزون شدنم وا دارد
زني كه بر بازوانش
.......چون گنجشك بگريم
زني ...... كه پاره هايم را
.........چون پاره هاي بلور شكسته گرد آرد
عشق تو ..... اي بانوي من
عشق تو به من آموخت.......
نویسنده :
شهاب - ساعت 13:38 روز دوشنبه 24 بهمن1384
اين دل غمزده باز هم در پي تنهايي خويش
دل به درياي خيال تو سپرد
در سكوت و سردي ، در پي همدردي
دل خويش
به تمناي تو داد
و چه ساعات دل انگيزي بود . . .
آن زماني كه به تو پيوستم
و همان پيوستن معني زندگيم را پر كرد
و چه زيبا ديدم . . .
كه به تو محتاجم !!!!!
